6 thoughts on “EVENT”

  1. ويولت عزيز
    چهارمين سال پروازت را باچشماني اشكبار و قلبي خونين گذرانيم.
    گفته بودي زندگي همچون قطاريست در حركت كه در ايستگاه هايي مي ايستد، و تعدادي را پياده ميكند.
    امانگفتي چه دردناكست وقتي خود نا خواسته ولي آگاه شاهد رسيدن قطار زندگي خویش به ايستگاه شوم مي باشد.
    تو در لحظات پاياني عمر پر بار و غم انگيزت با قدرتي شگفت انگيزو لبخندي پر معنا وداع مي كردي اما من(توران ) خاله بخت برگشته ات همچنان در تكاپوي
    رسيدن بتو نتوانستم پس از سال ها دوري بموقع بتو برسم تا در آغوش بگيرم و سر تا پايت را غرق بوسه كنم.

    تا زمان میگذرد زندگی میگذرد
     زندگی در گذر است، آدمی رهگذر است
     زندگی یک سفر است، و آدمی همسفر است
     آنچه می ماند از راه و رسم سفر است
    خانواده گروسی

  2. به یاد شب دومین سال پرواز جان گداز ویولت نازنین
    عزیزان ما امشب گرد هم آمده ایم تا یاد و خاطره پرواز زود هنگام ویولت نازنینمان را گرامی بداریم دو سال از هجران غم انگیز و جان گدازش گذشت.
    من از زبان دل پدر و مادری دل سوخته سخن میگویم که چگونه روز و شب اندوه گین خویش را در خلوت خود با چشمانی اشک بار گذراندند چه درد ناک است توصیف تحمل چنین مصیبت بزرگی که واژه ها قادر به وصف آن نیستند چند بیت شعر وصف الحال این اندوه غم انگیز است:
    فلک آخر ربودی گوهر یک دانه مارا
    بگو برما چرا بردی تو آن دور دانه مارا
    ندانم از چه رو کردی شعار خویش گلچیدن
    گل مارا چیدی و بر هم زدی گل خانه مارا

    تا کی ز مصیبت غمت یاد کنیم
    آهسته ز دوری تو فریاد کنيم
    وقت است که دست از این دهان برداریم
    از دست غمت هزار بیداد کنیم
    توران ) خاله ویولت)
    ٨ بهمن ١٣٩٤

  3. به یاد شب دومین سال پرواز جان گداز ویولت نازنین
    عزیزان ما امشب گرد هم آمده ایم تا یاد و خاطره پرواز زود هنگام ویولت نازنینمان را گرامی بداریم دو سال از هجران غم انگیز و جان گدازش گشت.
    من از زبان دل پدر و مادری دل سوخته سخن میگویم که چگونه روز و شب اندوه گین خویش را در خلوت خود با چشمانی اشک بار گذراندند چه درد ناک است توصیف تحمل چنین مصیبت بزرگی که واژه ها قادر به وصف آن نیستند چند بیت شعر وصف الحال این اندوه غم انگیز است:
    فلک آخر ربودی گوهر یک دانه مارا
    بگو برما چرا بردی تو آن دور دانه مار
    ندانم از چه رو کردی شعار خویش گلچیدن
    گل مارا چیدی و بر هم زدی گل خوانه مار

    تا کی ز مصیبت غمت یاد کنیم
    آهسته ز دوری تو فریاد کینم
    وقت است که دست از این دهان برداریم
    از دست غمت هزار بیداد کنیم
    1394.11.08 توران ( خاله ویولت)

  4. Pingback: News | VIOLET
  5. Pingback: VIOLET

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You live in our hearts